نگارگری ایرانی : پنجره ای تجسّمی به سوی زبانی خالی از جنسیّت
آگوست 6, 2020
“نگارگری” اصیل‌ترین هنر ایرانی – اسلامی
آگوست 9, 2020

تاریخچه و پیشینۀ هنر نگارگری در ایران

طراحی، رنگ‌آمیزی، پرداز و قلم‌گیری انواع طرح‌ها و نقوش سنتی با موضوع‌های مختلف برای ایجاد نگاره‌های مستقل و کاربردی (کتاب‌آرایی و دیوار نگاری) را «نگارگری» گویند.

در دوران کهن، دیوارنگاری بیشترین اهمیت را در میان انواع هنر تصویری داشت؛ حال آنکه، پس از استیلای مغولان اهمیت آن در مقایسه با تصویرگری کتاب بسیار کاهش یافت. نقاشی دیواری بزرگ اندازه مجددا در عهد صفویان مورد توجه قرار گرفت، هر چند دقیقا به ویژگی‌های نگاره‌های کوچک اندازه وابسته بود، و در دوران جدید نگارگری تدریجا جایش را به قلمدان‌نگاری و پرده‌نگاری رنگ روغنی داد.

پژوهشگران معمولا مبدأ «هنر ایرانی» را به دوران نو سنگی (هزاره هفتم ق. م) مرتبط می‌دانند، ولی بر اساس کشفیات و اطلاعات دقیق‌تر شاید بتوان سرآغاز قدیم‌تر برای این هنر قایل شد.

قدیمی‌ترین آثار تصویری، که در ایران یافته‌اند، مربوط به غارهایی نظیر دوشه، همیان، و میرمیلاس در منطقه‌ی کوهدشت لرستان است. نقاشی‌های اندکی بر ورودی و داخل این غار باقی مانده که باستان‌شناسان آن را مربوط به اواخر دوره‌ی میان‌سنگی و اوایل دوره‌ی نو سنگی؛ یعنی حدود هشت تا شش هزار سال پیش دانسته‌اند، تصاویر نقاشی شده بر دیوار غارهای فوق، صحنه‌هایی از رزم و شکار با تیر و کمان و حیواناتی چون اسب، گوزن، بز کوهی و سگ را نشان می‌دهد که به صورت تک رنگ در اندازه‌ای کوچک و به روشی ساده با رنگ قرمز اخرایی و سیاه و زرد بر دیواره‌های غار ترسیم شده‌اند.

جلوه‌های بارز هنر تصویری کهن ایران را بر روی سفالینه‌هایی می‌یابیم که از تپه سیلک (کاشان)، تپه حصار (دامغان) و یا کاوش‌های دیگر به دست آمده‌اند. این کاوشگاه‌ها در اصل محل سکونت مردمانی بود که کشاورزی می‌کردند و در سفالگری مهارت کافی داشتند. آنها ظروف سفالین نخودی یا صورتی را با شکل‌های کژ نمای انسانی و صُور ساده شده‌ی حیوانی و نقوش هندسی به رنگ‌های سرخ و قهوه‌ای و سیاه می‌آراستند. در عصر مس و سنگ (حدود ۳۵۰۰ ق.م)، این گونه سفالینه‌نگاری در شوش به اوج کمال و ظرافت رسیده بود.

نقاشی روی سفال، در محدوده‌ی زمانی هزاره پنجم تا هزاره اول قبل از میلاد، از شاخص‌ترین تولیدات تصویری سرزمین ایران بوده است.

باز نمودهای حیوان و انسان، شکل‌های دایره و مربع، و نقش‌مایه‌هایی چون کوه، آب مواج، خورشید و ماه از رایج‌ترین موارد تصویری کهن در هنر ایران بوده‌اند.

خصوصیات هنر تصویری هخامنشی را در نقش برجسته‌های دیواری بهتر می‌توان شناخت. گروهی از نقش‌برجسته‌ها به صورت آجرهای لعابدار و در رنگ‌های کبود و زرد و سفید و سیاه ساخته شده‌اند. این نقش برجسته‌ها، علاوه بر محتوای مذهبی خاص، به سبب ویژگی‌های سبک شناختی حائز اهمیت هستند. با اینکه شکل و ساختار آنها اساسا بين‌النهرینی است ولی تأثیرات مصر و یونان در برخی اجزا نمایان است.

هنر هخامنشی به پیروی از سنت‌های گذشته روش‌های چکیده‌نگاری و نمادپردازی را ادامه داد و هیچ‌گاه به اصول طبیعت‌گرایی یونان روی نیاورد.

هنر هخامنشی با جهان مردگان و جهان خدایان کاری نداشت و سر و کارش با جهان زندگان بود و به این طریق توانست در کشورهایی که زیر فرمانروایی او درآمده بود، اصول جدید را پراکنده سازد و از عمده‌ی سهم تاریخی مهمی که بر دوش داشت، یعنی انداختن پلی بین جهان غرب که وضع ثابتی پیدا کرده بود و جهان شرق که هنوز در پیشروی بود، برآید.

در دوران تسلط سلوكیان، و حتی پس از آنکه اشکانیان بر جای آنها نشستند. زبان و ادبیات و هنر یونانی در سراسر آسیای غربی اشاعه یافت. در یک جو التقاط گرایی برخی خدایان یونانی به مجموعه‌ی ایزدان ایرانی افزوده شدند؛ و یا آمیختگی در صفات آنان رخ نمود. یونانی مابي (هلنسيم) چنان تأثیر عمیقی گذاشته بود که بعدا برخی شاهان اشکانی روی سکه‌های خود «یونانی دوست» یا «دوستدار یونان» می‌نوشتند.

به قول گیرشمن، در اوایل حکومت اشکانی سه گروه هنر در ایران وجود داشت: ۱. هنر یونانی مابی (هلنیستی)؛ ۲. هنر یونانی، ایرانی و ۳. هنر خاص ایرانی.

تمام رخ نمایی، خشکی و صلابت پیکره‌ها، پرداختن به جزئیات در جام و جواهرات، از ویژگی‌های هنر پارتی به شمار می‌آیند.

هنرمندان پارتی «نقش دایره‌ای انباشته از دسته‌های پیچک را دو نیم کرده و آن دو را پشت بر پشت هم گذاشته و از مجموعشان عنصری تزئینی ابداع کردند که بعدا اسلیمی خوانده شد.»

گچ‌بری رنگی و نقاشی دیواری از هنرهای رایج در عصر اشکانی بود.

در واقع، نقاشی‌های پارتی بیشتر از این جنبه اهمیت دارند که ریشه‌ی سنت‌های نقاشی بعد از اسلام را در آنها می‌توان یافت.

اساس هنر ساسانی را عناصر کهن ایرانی و آسیای غربی تشکیل می‌دادند، عناصری که از طریق رجوع به سنت‌های هخامنشی احیا شده بودند. هنر ساسانی از برخی ویژگی‌های هنر پارتی هم بهره گرفت و بدین سان باعث تداوم آنها شد. از تلفیق این عناصر گوناگون زبانی نو شکل گرفت که نه فقط واژگان مناسب برای توصیف عظمت، اقتدار و تجمل شاهان ساسانی داشت، بلکه عمیقا از قابلیت‌های ذوق و اندیشه‌ی ایرانی برخوردار بود.

مانویان آسیای میانه نیز به نوبه خود بر جریان هنر دوره‌ی اسلامی تأثیر گذاشتند. حتی برخی پژوهشگران، نقاشی مانوی را پایه‌ی نگارگری ایرانی- اسلامی می‌دانند. مانی در سال ۲۱۵ میلادی در بابل متولد شد؛ وی نقاش و پیامبر ایرانی بود که آموزه‌های دینی خود را با استفاده از تصویر در کتاب ارژنگ به دوستداران و پیروان خود ارائه کرده بود.

تقریبا تمامی اسناد نقاشی مانوی، اعم از آنچه بر دیوارها تصویر شده یا بر صفحات کاغذ و طومارهای پارچه‌ای از ناحیه‌ی تورفان (ناحیه‌ای از ایالتی در ترکستان چین) به دست آمده، و عمدتا به سده‌ی نهم میلادی (قرن سوم هجری قمری) تعلق دارند.

شیوه‌ی پیکرنگاری مانوی با مختصر تغییراتی در نقاشی عهد سلجوقی ظاهر می‌شود.

تاریخ نگارگری پس از ورود اسلام

خلفای اموی در ساختن و آراستن کاخ‌ها، استفاده از اشیای گرانبها، و حتى ضرب سکه‌ها مقلد پادشاهان ساسانی بودند. به همین علت است که انعکاس مستقیم هنر ایرانی پیش اسلامی را مثلا در دیوار نگاری‌های قصرالحير غربی (در دمشق) می‌توان دید (این نقاشی‌ها در حدود ۷۳۰ میلادی / ۱۱۲ هجری قمری اجرا شده اند.)

دیوار نگاره‌های کاخی در سامره موسوم به جوسق‌الخاقانی، از قدیم‌ترین آثار تصویری عباسیان به شمار می‌آید که در ربع اول قرن سوم هجری قمری و با حضور عناصر ایرانی در نقاشی عصر عباسی شکل گرفت.

دوره‌ی فرمانروایی سلجوقیان (۴۲۸ – ۵۵۲ ه. ق) یکی از مهم‌ترین ادوار تاریخی هنر اسلامی و ادبیات فارسی بود. در این دوره، خمسه نظامی سروده شد و معماری و فلزکاری و سفالگری به اوج شکوفایی رسیدند.

از نقاشی‌های روی سفالینه‌ها و به خصوص ظروف موسوم به مینایی، می‌توان به خصوصیات هنر تصویری عهد سلجوقی پی برد. اگر چه سفالینه نگاران در نواحی مرکزی ایران و عمدتا در شهر کاشان فعالیت می‌کردند، سخت تحت تأثیر سنت‌های هنر خاوری، خصوصا سنت مانوی، بودند.

تنها کتاب مصور فارسی که به دوره‌ی سلجوقی تعلق دارد، نسخه‌ی ورقه و گلشاه، یک منظومه‌ی عاشقانه اثر عیوقی است که دارای ۷۱ تصویر است. تصویرگر و شاید خوشنویس این نسخه هنرمندی ایرانی موسوم به مؤمن محمد خویی بوده که در نیمه‌ی نخست سده‌ی هفتم هجری قمری در آذربایجان فعالیت داشته است. این نسخه‌ی مصور اکنون در موزه طوپ قاپی (استانبول) نگهداری می‌شود.

در دوره‌ی سلجوقیان آثاری همچون رساله‌ى صور الكواكب از حسن بن عبدالرحمن بن عمر الصوفي، اندرزنامه به سال ۴۸۳ ه.ق، مفيد الخاص از محمد زکریای رازی در مورد خواص گیاهان و دفع بیماری‌های گوناگون، خواص الأشجار، طب جالینوس، سمک عیار و کلیله و دمنه مصور سازی شدند.

در نقاشی به شیوه سلجوقی نقوش و تزیینات به روی زمینه رنگ‌آمیزی شده که معمولا قرمز است، اجرا می‌شدند، لباس‌ها عمدتا با گل و گیاه و نقش‌هایی به شیوه اسلیمی تزئین گردیدند. در نقاشی‌های این دوره، به خصوص در مصورسازی تزئین قرآن‌ها، كاغذ به جای سطوح ساخته شده از پوست رواج یافت. خط نسخ نیز به صورت عام متداول شد و از آن استفاده‌ی بیشتری گردید. در تلفیقی از خط و نقاشی، نوک خطوط مکتوب به سر انسان‌ها ختم می‌شد و یا با نقوش و حیوانات درآمیخت.

نسخه‌ی مصور ورقه و گلشاه قدیم‌ترین اثر کاملی است که در آن می‌توان ریشه‌های پیوند شعر و نقاشی را باز شناخت.

4 دیدگاه ها

  1. dublaj گفت:

    Hello, I enjoy reading through your article. I like to write a little comment to support you. Nichol Taber Sella

  2. yabanci گفت:

    If you would like to get a good deal from this post then you have to apply these strategies to your won web site. Charlean Davon Atwood Berna Donovan O’Hara

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *